X
تبلیغات
اخبار خوزستان

اخبار خوزستان

فاجعه در صداقت

پارسال برج دو سال 91 به بانک مسکن شعب شریعتی (سیمتری اهواز) مراجعه کردیم و شرایط وام مسکن را سوال کردیم که متصدی امور بانکی گفتند اول حساب باز می کنی و 9 میلیون تومان سپرده می گذاری و بعد از یک سال به شما 20 میلیون تومان وام داده می شود و من هم برای این کار اقدام کردم و بعد از 5 الی 6 ماه که به بانک مسکن مراجعه کردم تا شرایط وام را بدانم که چه مدارکی می خواهد به چه خانه های وام تعلق می گیرد و بازپرداختش چگونه است که گفت کارتت را بده تا ببینم کی وام به شما تعلق می گیرد وقتی کارت را زد گفت شما برج 5 الی 6 سال 92 می توانی وام را بگیری گفتم که من پارسال برج دو این مبلغ را گذاشتم و گفتند برج 2 سال 92 وام را می توانی بگیری چه شده که حالا اینگونه می گوید گفتند بخش نامه جدیدی آمده و اگر می خواهی برج سه به شما وام را بدهیم دو الی سه میلیون دیگر بگذارید تا وام به شما بدهیم به بانک مسکن مرکزی رفتم تا شکایت کنم که آنها هم همین جواب را دادند و گفتم چرا این بخش نامه اطلاع رسانی نکردید تا فکری کنیم که جواب فقط یک کلمه عذرخواهی می کنیم بود و گفتم آیا خانه ها هم به خاطر شما همان قیمت برج دو خواهند ماند که متاسفانه هرروز قیمت خانه بیشتر می شود.

بعد از دو الی سه روز شبکه دو ساعت 20:30 اخبار را گرفتم که گفتند 70 درصد وام های بانکها به کارمندان آنها تعلق گرفته و آن موقع متوجه شدم که قضیه وام ندادن بانک ها چیست و وقتی مصاحبه مدیرکل بانک مرکزی را می شنوم بیشتر ناراحت می شوم که با خاطیان برخورد کردیم خوب برای من چه کار کردید آقای مدیرکل بانک مرکزی ؟ شما که سیستمت به کل ایراد دارد و 3 هزار میلیارد زمان شما اختلاس شد و هنوز این پرونده و این مسئله سر دراز دارد چه کردید و این وسط مردم که سرمایه خود را به صداقت حرف شما در بانک ها گذاشتند شاهد اختلاس های میلیاردی شما و امثال شما هستند و این فاجعه در صداقت می باشد و من شما را به خدا واگذار می کنم چون مسئول شما هستید به شما شکایت برم که شما هم همانند آنانی و کاری صورت نمی گیرد پس به خدا واگذارتان می کنم شاید دلم آرام گیرد .

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1392ساعت 11:13  توسط محسن حلالی نصب  | 

امروز جمعه 20/2/92  اردیبهشت ماه هجری شمسی است هوا بس ناجوانمردانه در اهواز رو به گرمی می رود و تاب و طاقت را از مردم خونگرم خوزستان گرفته و فکرش را هم نمی کردند که اینقدر زود تابستان شروع شود.

امروز روز دلگرفته ای است و باز چشم انتظار فرج آقا امام زمان نشسته ایم و چشم به راه آن دلهایمان را برای چندمین بار با خودمان رو راست کردیم و سعی کردیم خوب باشیم تا شاید این جمعه بیاید و ما را که اینقدر گنه کار بوده ایم نجات دهد و شاید آبروی ما را در این دنیا و آخرت حفظ کند و شفاعت ما را کند تا شاید .......

و در این روز دعایی را زیر لب زمزمه می کنیم تا شاید بخشید شویم از جانب حق تعالی:  

(( اى نور،اى پاك از هر عيب،اى آغاز هر آغاز،و اى پايان هر پايان،خدايا!بيامرز براى من آن گناهانى را كه پرده حرمتم مى‏درد،خدايا!بيامرز براى من آن گناهانى را كه كيفرها را فرو مى‏بارند،خدايا! بيامرز برايم گناهانى را كه نعمتها را دگرگون مى‏سازند،خدايا!بيامرز برايم آن گناهانى را كه دعا را باز مى‏دارند،خدايا! بيامرز برايم گناهانى كه بلا را نازل مى‏كند، خدايا!بيامرز برايم همه گناهانى را كه مرتكب شدم،و تمام خطاهايى كه به آنها آلوده گشتم،خدايا!با ياد تو به سويت نزديكى مى‏جويم،و از ناخشنودى تو به درگاه خودت شفاعت ميطلبم،و از تو خواستارم‏ به جودت مرا به بارگاه قرب خويش نزديك گردانى و سپاس خود را نصيب من كنى،و يادت را به من الهام نمايى،خدايا!از تو درخواست مى‏كنم،درخواست بنده‏اى فروتن،خوار و افتاده،كه با من مدارا نمايى و به من رحم كنى و به آنچه روزى‏ام نموده‏اى‏ خشنود و قانع بدارى و در تمام حالات در عرصه تواضعم بگذارى ))

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1392ساعت 16:32  توسط محسن حلالی نصب  | 

بارها از قول دولتمردان بیان شده است که  عرضه مسکن  را به  بیش از تقاضامی رسانیم و برای همین بازار مسکن را در مسیر ثبات و حتا کاهش قیمت‌ها اعلام می‌کنند. گله اگر نکنیم و بخواهیم کلامی صادقانه همراه با دردِدل داشته باشیم با مدیران دولتی و تصمیم‌سازان حوزه مسکن، باید بگوییم آقای مدیر واقعیت این روزهای جامعه و متقاضیان مسکن نه آن چیزی است که شما می‌گویید و نه قیمت‌های آنچنانی که گاهی اوقات آدمی را دچار دهان دره می‌کند. ما کاری با زمین‌های ‌هزار متری وعده داده شده برای ساخت ویلا و رواج باغ‌شهرها هم نداریم. امروز می‌خواهیم برای شما بگوییم از اقتصاد مصرف‌گرایی که خانه‌های متری 30‌ میلیون تومان در آن دیگر چشمان کسی را گرد نمی‌کند. بازاری که رییس اتحادیه آن با شکسته نفسی گران‌ترین آپارتمان را در آن 24‌میلیون تومان اعلام می‌کند. اما ما به شما می‌گوییم که باور نکنید متری 24‌میلیون تومان را برای گران‌ترین آپارتمان پایتخت که به‌زودی 24‌میلیون تومان کف قیمت برخی از مناطق خوش‌نشین خواهد شد. البته از خانه‌های لوکس و ‌گران قیمت که بگذریم شاید بد نباشد بدانید این روزها خانه‌دارشدن به رویایی دست‌نیافتنی بدل شده است؛ رویایی که تحقق آن تا همین دیروزهای نه چندان دور در گرو 50‌ میلیون تومان ناقابل بود. آقای مدیر پای صحبت خانه‌به‌دوشان که بنشینی، دنیای کوچکی را که سقف خواسته‌های مردمانش تنها داشتن یک اتاق کوچک و فراغت از خانه‌به‌دوشی است با تمام وجود لمس می‌کنی. اقتصاد نابسامان اما کار را به جایی رسانده است که امروز و به رغم تمام مشکلات ریز و درشت اقتصادی و معیشتی، افرادی در مقابل این افراد و دنیای کوچک آن‌ها قرار گرفته‌اند و مهم‌ترین دغدغه آن‌ها تعداد اتاق خواب و دکوراسیون اتاق مطالعه صدمتری است. جایی از این کشور که انگار اینجا نیست، مصرف‌گرایی نیز همچون برج‌های رنگارنگ سر به فلک کشیده است. آقای مدیر، قامت قیمت‌ها در بازار مسکن کوتاه قدی حساب‌های بانکی متقاضیان مسکن را به سُخره گرفته است. آقای مدیر باور کنید کف قیمت مسکن در کلانشهر ها  به دو‌میلیون تومان رسیده است و تقاضا تمامی ندارد... 
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت 15:30  توسط محسن حلالی نصب  | 

کاش این دوران سخت به پایان رسد، باورتان نمی شود هر روز که به بنگاه های مختلف سر می زنم که شاید خانه ای مناسب با پولم آورده باشند و بتوانم خریداری کنم ، نه اینکه هر روز رفته ام و دلالان خانه در بنگاه های املاکی بسیار زیاد هستند و نشسته اند تا شاید یکی از خانه های گران قیمت خود را به کسی غالب کنند وقتی مرا می بینند با یک نگاه تحقیرآمیز و مسخره مرا نگاه می کنند که گویی گدایی بیش نیستم و طلب کمک ازشان خواستم و حتی جواب سلامم را نمی دهند و رویشان را از من بر می گردانند که گویی از من چندششان می شود چون مشتری نیستم که بتوانم یکی از خانه هایشان را با قیمت های گزاف به مشتری هایی که خون دلها خورده اند تا مقداری پول جمع آوری کرده اند بدهند و به نون و نوایی برسند ولی باز توکل بر خدا کرده ام تا شاید این وضعیت درست شود و همه عزیزانی که خانه ندارند به لطف خدا روزی خانه دار شوند.

آخر این درست است خانه ای که شصت متر هم نیست و امکانات آنچنانی ندارد باید 80.000.000 تومان باشد یعنی متری بیش از یک میلیون چرا؟ انصاف کجاست ؟ رحم و مروت کجاست؟ آیا فکر آن دنیای خود نباید بود ؟ چرا نظارتی نیست؟ چرا باید مشتی دلال خانه ها را با قیمت های ارزان بخرند و هنگام فروش با قیمت های بیش از سه برابر بفروش برسانند؟ اگر در این دنیا کسی به کسی رحم کرد خدا در آن دنیا به آن رحم خواهد کرد ولی سراغ ندارم و جوری پیش داریم می رویم که مردم به جان هم افتاده اند و حرمت ها و شأن یکدیگر دیگر رعایت نمی شود ، جان ها به لب رسیده از این همه بی رحمی، زندگی بر همه سخت شده و نمی تواند کاری از بیش برد و فقط توکل می باید کرد.

گویا این آخر دنیاست و همه منتظرند ، منتظر یک اتفاق که قرار است رخ دهد و منتظر ظهور منجی عالم بشریت هستند دیگر اتفاقی نیست که نیفتاده باشد، دیگر کاری نیست که صورت نگرفته باشد و عرش خدا به لرزه در نیامده باشد و بدترین دوران خود را جامعه اسلامی سپری می کند و دست به سوی خدا دراز می کنیم و با اشک و بغض هایی که هنوز نترکیده است که دریایی می شود گر روزی سربازکند و از خدا می خواهیم که کمکمان کند ، از خدا می خواهیم که دستمان را هم در این دنیا و هم در آن دنیا بگیرد و راهمان را کج نکند و نیم نگاهی هم به ما کند که اگر این صورت نگیرد دیگر پناهی نخواهیم داشت......

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 10:39  توسط محسن حلالی نصب  | 

دلتنگم آقا جان ، امام ما کی می آیی و این اوضاع را سامان دهی .

روزهایم را با افسوس و حسرت نگاه می کنم که عمرم هر روز در حال سپری است و دارم پیر می شوم ولی شما را هنوز ندیدم و نمی دانم آیا لایق دیدار شما خواهم بود یا .....؟!

آقا جان مردم این زمانه خوب نیستند و دیگر خدا و رسول فراموش شده یا خیلی کمرنگ شده و کسی وجدان و انصاف ندارد و همه اینها زیر پا گذاشته شده ، دختران دیگر الگوی خود را حضرت زهرا نمی دانند و همانند زنان غربی و بی حجاب به بیرون می آیند و خود را نمایان می کنند برای آدمان نامحرم و چشم ناپاک  و اصلا فکر آخر و عاقبت کار خود نیستند و فکر می کنند با این کار زودتر ازدواج خواهند کرد ولی نمی دانند جوانان امروزی به دنبال دخترانی می گردند که سنگ صبور مردانشان باشند و زندگی گزار و فرد مورد اعتماد شوهرانشان باشند و همچنین مردان برای زنان.

زیرا دیگر اعتمادی نیست و یکی از دلایل اصلی اینکه دختران و پسران ازدواج نمی کنند عدم اعتماد به یکدیگر است و مسئله بعدی تورم بسیار بالا که جوانان امروزی را کلافه کرده زیرا از پس مخارج زندگی خود هم بر نمی آیند و می گویند چرا کسی که در ناز نعمت است و پیش خانواده خود زندگی راحتی دارد را گرفتار نداری خود کنم و اینها باعث می شود که فحشا زیاد شود و دختر و پسر خود را در بیرون برای هم نمایان کنند و کارهای ناشرع و گناه انجام دهند و فکر این نیستند که از جانب خداوند مهربان در حال امتحان الهی است و نمی دانند که شاید این آخرین امتحان الهی باشد که خداوند از آنان می گیرد و شاید بعد از آن امتحان الهی دیگر نباشند و فقط فکر این هستند که آلان را خوش باشند باقیش هرچی بادا باد.

گذشتی دیگر در کار نیست و حتما باید فحش و دعوا و خونریزی صورت گیرد تا یکی آرام گیرد یا وساطتت خیلی ها می طلبد تا گذشتی هرچند زوری صورت گیرد.

مردم حتی احترام خود و خانواده خود را نگه نمی دارند و هرجور فحش را بلدند نثار همدیگر می کنند که فکر می کنند کاری بسیار شایسته است و اصلا فکر آن نیستند که این کار خدایی است یا نه و نمی دانند که خدا شاهد و ناظر اعمال همه بندگان خود است و این کارهاست که ظهور آقا امام زمان را به تاخیر می اندازد.

احجاف و حق خوری در این دنیا زیاد شده و فکر می کنند مردم این زمانه اگر حق کسی را خوردند بسیار زرنگ وکار بسیار خوبی کردند و یا اینکه اینقدر شخصی را مورد تمسخر قرار می دهند که دلش را می شکنند و آهی بلند از ته دل می کشد و آیا فکر می کنیم آه آن شخص گیرا نخواهد بود و دامن ما را نخواهد گرفت.

یا اینکه حق را ناحقی می کنند و زحمات کسی را به عینه نادیده می گیرند و یا زحمات آن شخص را برای خود مصادره می کنند و به ریش آن شخص می خندند و آبی بالایش می خورند و لقمه حرام بر سر سفره های خود می برند و متاسفانه جگرگوشه های آنان هم از این لقمه حرام تناول می کنند و بعدها شاهد آن هستیم که فرزندان ما دچار بیماری یا مشکلات زیادی می شوند و ضرب المثل( بکند پدر و مادر ، بکشد رود بی خبر) در این مقاله مصداق پیدا می کند و یا هزاران کار دیگر که باعث قهر خداوند از ما می شود .

خداوندا چرا خودت بر این اوضاع سامانی نمی دهی ، تا به کی باید امتحان شویم و سختی بکشیم و این چه امتحان الهی است که سالهاست داریم با آن دست و پنجه نرم می کنیم و هر روز سخت و دشوارتر خواهد شد و خدا کند از راه بی راه نشویم و گمراه نشویم و بتوانیم از این امتحان سخت الهی بیرون آییم و این سختی ها هرچه زودتر به پایان آید خداوندا به تو پناه می بریم و از تو می خواهیم عاقبت بخیرمان گردانی و تنمان را سالم نگه داری تا در راه تو نفس بکشیم و قدم برداریم .

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 17:22  توسط محسن حلالی نصب  | 

امسال سال 1392 را  باید به نام حضرت فاطمه زهرا (س) نامگذاری کنیم چون از چهارم فروردین ایام سوگواریه حضرت فاطمه زهرا شروع می شود و سالی که با نام دخت پیامبر نام گذاری شود می تواند سال پر خیر و برکتی باشد انشاء اله  و تقاضا داریم از مردم مسلمان جهان که احترام ایام فاطمیه را گذاشته و آخرت خود را به دنیای کنونی نفروشند و قلب نازنین حضرت فاطمه را از خود مرنجانیم.

با امید به اینکه امسال سالی خوب و پر از امید و نشاط برای تمام مسلمانان جهان باشد و انتظار ظهور منجی عالم بشریت را داریم امید است که انشاء اله مردم مسلمان جهان به خود آمده و تغییر رفتار و گفتار و کردار و اخلاق داشته باشند و با آغاز سال نو فرد بهتری هم برای خود و خانواده و جامعه خود باشند و بارقه ی امید را به همه منتقل کنند و دعا می کنیم سال سال خوب و موفقی برای همه مسلمانان جهان باشد


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 13:36  توسط محسن حلالی نصب  | 

تو همون حس غریبی که همیشه با منی / تو بهانه هر عاشق واسه زنده موندنی

امسال هم دارد کم کم رخت برمی دارد و وداع می کند و به تاریخ می پیوندد و سال 1391 را با خود به فراموشی می سپرد ولی خاطرات خوب و بدش هیچ گاه فراموش نخواهد شد. 

خیلی از عزیزان بودند و سال جدید دیگر در کنار ما نیستند و جایشان را بهاریی می کنیم تا دلتنگشان نشویم .

سال 91 ، سالی بسیار سخت و دشوار بود و همه این انتظار را دارند در سال جدید سال 1392 تحول شگرفی و بهبود وضعیتی رخ دهد و این همه مردم در تنگنا نباشند و بیش از این هم چشم انتظار فرج مولایمان آقا امام زمان (عج) باشیم. 

این روزهای آخر سال نای نوشتن را هم نداریم و گویی سختی این سال کمرمان را هم خم کرده و سالی سخت را پشت سرگذاشته ایم و حالا وقت استراحته که کمی به خود استراحت دهیم

پیشاپیش عید تان سبز و مبارک 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 14:24  توسط محسن حلالی نصب  | 

ظهورت را به تاخیر می اندازیم

آنقدر بد شدیم و به جان هم افتاده ایم که یادمان رفته آدمیم ، یادمان رفته شاید دقایق دیگر نباشیم.

آنقدر گناه کردیم، کفران نعمت کردیم، ظلم کردیم، دلی را شکسته ایم، نمازهای واجب را ترک کرده ایم که خدا هم با ما قهرش گرفته و هزاران بار تلنگری بر ما زده ولی باز به خودمان نیامده ایم و خودمان، خودمان را گول می زنیم.

هزاران بار از جانب خدا امتحان شدیم ، توبه کردیم ولی باز دوباره به سمت گناه رفتیم و اینها باعث شده که مولای ما نیایی و یا اینکه اگر ظهورت نزدیک بوده به تاخیر افتدد و دلت از ما بدرد آید.

می دانم می دانی آقا و مولای ما چقدر خوبانی که چشم انتظار آمدنت را کشیدند و دیگر در میان ما نیستند ماچه باید بگوییم که بدیم و ماندیم و اصلا به فکر ظهورت نیستیم و اگر بودیم اینقدر بد نبودیم و ظلم نمی کردیم.

ولی باز تا وقتی که زنده هستیم چشم انتظار آمدنت هستیم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1391ساعت 16:44  توسط محسن حلالی نصب  | 

متاسفانه جوانان جامعه اسلامی به سمت و سویی می روند که اصلا خوشایند نیست هرکس با یک تیپ غربی و هزار جور آرایش مو چه دختر و چه پسر ایرانی که می توان به جرات گفت بیش از 80 درصد جوانان امروزی به این رویه پیش رفته اند و هیچکدام الگوی خود را امامان معصوم و پیامبران نخواهند کرد مثلا پسران هیچگاه الگوی خود را امام علی نخواهند کرد و دختران الگوی خود را حضرت فاطمه (س) نمی کنند و این مشکل جامعه اسلامی است که اگر زندگانی خود را سرتاسر از معرفت و مهربانی امامان و پیامبران کنند اینقدر دچار گمراهی و سردرگمی و فساد نخواهند شد و زندگانی سرتاسر محبت و عشق و صمیمت و قناعت را سرلوحه خود قرار خواهند داد.

ولی شاهدیم که دختران به موهای رنگ کرده و پسران با مدل موهای عجیب و زیر ابرو برداشتن ها و زنجیر طلا و یا حتی انگشتر طلا به خیابانها آمده و آنقدر جلف و دور از شأن به خیابانها می آیند که آدم به مسلمان بودن آنها شک می کند و با خود فکر خواهد کرد که چرا جوانان ما به این صورت شده اند ؟ آیا آن جوان فکر می کند نگاهها را به سمت خود از خوبیش جلب کرده خیر ؟

کمتر شاهدیم جوانان امروزی سراغ قرآن بروند و آن را با معنی بخوانند و بیشتر به دنبال آهنگ های شرقی یا غربی هستند و شاهدیم صدای ضبط ماشین خود را آنقدر بالا می برند و نگاه ها را به سمت خود جلب می کنند که فکر می کنند بهترین کار ممکن را انجام داده اند و ثواب دارد !!!

در تعجبم ما مردم ایران وقتی به دنیا آمدیم اذان را درگوشمان خواندند ولی اکنون گویا چشم و گوشمان کور و کر شده و حقایق را به روی خود حصار کشیده ایم و بی خیال از کنار این مسائل می گذریم .

سخن من با جوانان امروزی است خصوصا پسران و دختران، چه فکری کرده اند آیا فکر نمی کنند این دنیا دارفانی است و زودگذر چرا باید خود را نمایان کنند دختران و عفت و امر به معروف و نهی از منکر را رعایت نکنند؟ چرا پسران باید اینقدر زود خود را گم کنند و با دیدن یک زن بدحجاب قافیه را زودی ببازند و هرکاری انجام می دهند تا ناموس مردم را گلول بزنند و فقط برای چند ساعت و بعد از اینکه کارشان انجام گرفت به سراغ کس دیگری روند و اصلا هم قصدشان ازدواج نیست و فقط و فقط پسران نیت شوم خود را می خواهند بر سر ناموس مردم انجام دهند و با وعده های توخالی و واهی قصد بر رفع غریزی خود از راه حرام دارند و فکر می کنند بسیار زرنگ هستند و نمی دانند که از سوی خدای خود در آزمایش الهی هستند و شاید این آخرین آزمایش الهی خداوند از ما باشد و ثانیه ای یا ساعتی دیگر نباشیم .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 15:33  توسط محسن حلالی نصب  | 

این روزها حال و هوای ما خوب نیست ، این روزها گرفتاریها به اوج رسیده ، مشکلات زیاد، و هر روز و ظهر و عصر و شب فقط دعا می کنیم خدا را که مشکلات ما را حل کند و می گویم:

خدايا ! با من در همه احوال مهرورز و بر من در هركارم به ديده لطف‏ بنگر، خدايا،پروردگارا،جز توكه را دارم، تا برطرف شدن ناراحتى و نظر لطف در كارم را از او درخواست كنم.خداى من‏ و سرور من،حكمى را بر من جارى ساختى كه هواى نفسم را در آن پيورى كردم و از فريبكارى آرايش دشمنم‏ نهراسيدم،پس مرا به خواهش دل فريفت و بر اين امر اختيار و اراده‏ام ياريش نمود،پس بدينسان و بر پايه‏ گذشته‏هايم از حدودت گذشتم،و با برخى از دستوراتت مخالفت نمودم،پس حجت تنها از آن تواست‏ در همه اينها، و مرا هيچ حقى نيست در انچه بر من از سوى قضايت جارى شده و فرمان و آزمايشت ملزمم نموده، اى‏ خداى من اينك پس از كوتاهى در عبادت و زياده‏روى در خواهشهاى نفس عذرخواه،پشيمان،شكسته‏دل،جوياى گذشت‏ طالب آمرزش، بازگشت‏كنان با حالت اقرار و اذعان و اعتراف به گناه،بى‏آنكه گريزگاهى از آنچه از من سرزده بيابم و نه پناهگاهى كه به آن رو آورم‏ پيدا كنم،جز اينكه پذيراى عذرم باشى،و مرا در رحمت فراگيرت بگنجايى،خدايا! پس عذرم را بپذير،و به بدحالى‏ام رحم كن و رهايم ساز از بند محكم گناه، پروردگارا!بر ناتوانى جسمم و نازكى پوستم و نرمى استخوانم رحم كن.اى كه آغازگر آفرينش و ياد و پرورش و نيكى بر من و تغذيه‏ام بوده‏اى،اكنون مرا ببخش به همان كرم نخستت،و پيشينه احسانت بر من،اى خداى من و سرور و پروردگارم، آيا مرا به آتش دوزخ عذاب نمايى،پس از اقرار به يگانگى‏ات و پس از آنكه دلم از نور شناخت تو روشنى گرفت و زبانم در پرتو آن به ذكرت گويا گشت و پس از آنكه درونم از عشقت لبريز شد و پس از صداقت در اعتراف و درخواست خاضعانه‏ام در برابر پروردگارى‏ات، باور نمى‏كنم چه آن بسيار بعيد است و تو بزرگوارتر از آن هستى كه پرورده‏ات را تباه كنى يا آن را كه به‏ خود نزديك نموده‏اى دور نمايى يا آن را كه پناه دادى از خود برانى يا آن را كه خود كفايت نموده‏اى و به او رحم كردى به موج بلا واگذارى؟! اى كاش مى‏دانستم‏ اى سرورم و معبودم و مولايم،آيا آتش را بر صورتهايى كه براى عظمتت سجده‏كنان بر زمين نهاده شده مسلطّ مى‏كنى و نيز بر زبانهايى كه صادقانه به توحيدت و به سپاست مدح‏كنان گويا شده و هم بر دلهايى كه بر پايه تحقيق به خداونديت اعتراف‏ كرده و بر نهادهايى كه معرفت به تو آنها را فرا گرفته تا آنجا كه در پيشگاهت خاضع شده و به اعضايى كه‏ مشتاقانه به سوى پرستشگاههايت شتافته‏اند و اقراركنان جوياى آمرزش تو بوده‏اند،شگفتا اين همه را به آتش بسوزانى!هرگز چنين‏ گمانى به تو نيست و از فضل تو چنين خبرى داده نشده.اى بزرگوار،اى پروردگار و تو از ناتوانى‏ام در برابر اندكى از غم و اندوه دنيا و كيفرهاى آن و آنچه كه از ناگواريها بر اهلش مى‏گذرد آگاهى،با آنكه اين غم و اندوه و ناگوارى درنگش كم بقايش اندك و مدّتش كوتاه است، پس چگونه خواهد بود تابم در برابر بلاى آخرت،و فرود آمدن ناگواريها در آن جهان بر جسم و جانم و حال آنكه زمانش طولانى و جايگاهش ابدى است و تخفيفى براى‏ اهل آن بلا نخواهد بود ، چرا كه مايه آن بلا جز از خشم و انتقام و ناخشنودى تو نيست و اين چيزى است كه تاب نياورند در برابرش آسمانها و زمين،اى سرور من تا چه رسد به من؟و حال آنكه من بنده ناتوان،خوار و كوچك،زمين‏گير و درمانده توأم.اى خداى من و پروردگارم و سرور و مولايم،براى كداميك از دردهايم به حضرتت شكوه كنم و براى كدامين گرفتاريم‏ به درگاهت بنالم و اشك بريزيم.آيا براى دردناكى عذاب و سختى‏اش،يا براى طولانى شدن بلا و زمانش،پس اگر مرا در عقوبت و مجازات با دشمنانت قرار دهى،و بين من و اهل عذابت جمع كنى،و ميان من و عاشقان و دوستانت جدايى اندازى، اى خدا و آقا و مولا و پروردگارم،بر فرض كه بر عذابت شكيبائى ورزم،ولى بر فراقت چگونه صبر كنم و گيرم اى خداى من‏ بر سوزندگى آتشت صبر كنم،اما چگونه چشم‏پوشى از كرمت را تاب آورم يا چگونه در آتش،سكونت‏ گزينم و حال آنكه اميد من گذشت و عفو تواست. پس به عزّتت اى آقا و مولايم سوگند صادقانه مى‏خورم،اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذارى‏ در ميان اهل دوزخ به پيشگاهت سخت ناله سر دهم همانند ناله آرزومندان و به درگاهت بانگ بردارم،همچون بانگ آنان‏كه خواهان دادرسى هستند و هر آينه به آستانت گريه كنم چونان كه مبتلا به فقدان عزيزى مى‏باشند و صدايت مى‏زنم:كجايى اى سرپرست مؤمنان،آرى كجايى اى نهايت‏ آرزوى عارفان،اى فريادرس خواهندگان فريادرس،اى محبوب دلهاى راستان و اى معبود جهانيان‏ .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1391ساعت 14:39  توسط محسن حلالی نصب  |